سلام دوست جونیاااا. چه روز عجیبی بود. بوی نم خاک، رنگ زیبای پاییز، بارونی که جرجر داره میباره و محرمی که تازه رسیده و صدای نوحه های عاشورایی که با صدای غرش و گریه آسمون عجین شده. خیلی زیباست نه؟؟ دل من که کاملا داره به هم فشرده میشه. کلا محرم رو دوست دارم. به خصوص محرمی که تو فصل خنکی و سرما اومده باشه. نمیدونم شاید یاد قدیما میوفتم. وقتی ننبابا (مامان بابام) زنده بود. وقتایی که از روز اول محرم میرفتیم روستا و روز یازدهم محرم برمیگشتیم. خدا رحمت کنه ننبابامو. هرسال یه گوسفند نر بزرگ میکرد و به شوق امام حسین (ع) اول محرم میکشت و به امام زاده هدیه میکرد. ماههای محرم تمام مردم روستا در تکاپوی اماده کرده نذری واسه اول تا دهم محرم بودند. ...